عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

762

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

پند سودمندتر از شيرينى بد آموزى است . 88 ملازمة الوقار تؤمن دنائة الطّيش : وقار را يار و همراه بودن شخص را از پستى جلفى و سبكى بر كنار مى دارد . 89 معالجة النّزال تظهر شجاعة الأبطال جنگ و ستيز را ( بدون خونريزى بلكه با رأى و تدبير ) بر طرف كردن دلاورى پهلوانان تهمن را آشكار مى سازد . 90 مقاساة الأقلال اولى من ملاقاة الأذلال سختيهاى فقر و نيستى را تحمّل كردن بهتر تا مردم پست و ناكس را ( براى خواستن ) ديدار كردن . 91 مقاربة الرّجال فى خلائقهم امن من غوائلهم : در خلق و خوى مردم آميختن و به آنها نزديك شدن از كيد و كين آنان ايمن زيستن است . 92 مناقشة العلماء تنتج فوائدهم و تكسب فضائلهم : كنجكاوى علماء با يكديگر ( در مسائل علمى ) آنان را سود مى بخشد و فضايلى بر ايشان حاصل مى گردد . 93 مودّة الآباء نسبة بين الأبناء : دوستى پدران در بين پسران خويشى مى اندازد . 94 مودّة ذوى الدّين بطيئة الانقطاع دائمة الثّبات و البقاء : دوستى دين داران با يكديگر دير بريده مىشود و دوام و ثباتش دائمى است . 95 مسرّة الكرام بذل العطاء : شادى بزرگان در بخشش است . 96 مسرّة اللّئام سوء الجزاء : شادى ناكسان پاداش را بد دادن است . 97 مفتاح الخير التّبرّى من الشّرّ : كليد خوبى از بدى بر كنار بودن است . 98 مفتاح الظّفر لزوم الصّبر : كليد پيروزى صبر را ملازم گشتن است . 99 منازعة الملوك تسلب النّعم : نزاع سلاطين با يكديگر نعمتها را از مردم مى گيرد . 100 مجاهرة اللّه سبحانه بالمعاصى تعجّل النّقم : خداوند سبحان را آشكارا نافرمانى كردن بسوى خشم خدا شتافتن است . 101 مجالسة العوام تفسد العادة : با نادانان نشست و برخاست كردن خوى انسان را تباه مى سازد . 102 منازعة السّفل تشين العادة : با مردم پست